الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
361
تفسير تطبيقى (فارسى)
است ، بنابراين چگونه ممكن است اين قياس و تشبيه صورت پذيرد ؟ تشبيه مسلمين با مشركان و مقايسه آنان با يكديگر در حالى كه هيچ نقطه اشتراكى بين آنها نيست . ثالثا : به محض آنكه فعلى از بنده با فعل خداوند در كنار يكديگر به طور مشترك بيان شود ، نبايد آن را شرك دانست و با توحيد ناب متضاد شمرد . چون خداوند در قرآن از اين نوع موارد را آورده و آنها را تاييد كرده است . مانند اين آيه كريمه كه مىفرمايد : وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ « 1 » در اين آيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بىنيازكننده مىداند و در آيه هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ « 2 » مؤمنان را مؤيد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىشمرد يا در آيه : فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً « 3 » ملائكه را مدبّرات مىنامد ، از نگاه موحّد اين امور شرك ناميده نمىشود چون اين امور در طول فعل خداست نه در عرض آن ؛ يعنى : از نظر موحّد همه چيز در اين نظام به اذن خدا تحقّق مىيابد و تأثير مىگذارد ، هيچچيز در اين نظام استقلال ندارد به عبارت ديگر تفاوت اساسى ديدگاه موحد با مشرك در اين كلام از حضرت ابراهيم است كه به آزر خطاب مىكند و مىفرمايد : . . . لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ . . . « 4 » در اينجا ابراهيم مىفرمايد : « ما أملك من اللّه من شىء ، من هيچچيز را از خدا مالك نيستم » همه چيز از اوست و به اذن اوست ( اگر خدا بخواهد استغفار من را مىپذيرد و إلّا هيچ راهى نيست ) . دقيقا اين نقطه فارق بين ديدگاه موحد با مشرك است . مشرك چنين مىپنداشت كه بتهاى او به طور مستقل در امور هستى دخالت دارند . شناخت نقاط اشتراك و افتراق شيعه و وهابيان در تفسير آيات فريقين در اين نقطه اشتراك ديدگاه دارند كه توسل ، تبرك ، استغاثه ، شفاعت در زمان حيات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جايز و مشروع است و سيره صحابه نيز شاهد آن مىباشد . آنان به پيامبر اكرم توسل مىجستند ، اجزاى بدن و لباس حضرت را تبرك مىكردند ،
--> ( 1 ) . توبه ، 74 ( 2 ) . انفال ، 62 ( 3 ) . نازعات ، 5 ( 4 ) . ممتحنه ، 4